به تظاهر می گذرد ...

این روزهایم ... به تظاهر می گذرد ...
تظاهر به بی تفاوتی ...
تظاهر به بی خیالی ...
به شادی ...
به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست ...
اما چه سخت می کاهد از جانم ... این
"نـمایـــــــــــــش"


این روزهایم ... به تظاهر می گذرد ...
تظاهر به بی تفاوتی ...
تظاهر به بی خیالی ...
به شادی ...
به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست ...
اما چه سخت می کاهد از جانم ... این
"نـمایـــــــــــــش"

![]()

نشسته ام
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم ...!
![]()

شعر گاهی می گریاندم ...
اما کلمه ای نیست در جهان ...
که بازم بدارد ...
از گریستن !

زندگى:
کلاهت رابه هوابیانداز…
که من دیگر
جان بازى کردن ندارم. ...
تو بردى … !!
![]()

یـــکی از همیـــــــن
روزهــــــــــا


برای امشب کافیست!
همین یک پیاله شراب
همین یک پاکت سیگار
همین یک بسته قرص
کافیست برای امشب
امشب خواب خواهم رفت!

بعضی ها گریه نمی کنند
اما از چشم هایشان معلوم است
که اشکی به بزرگی یک سکوت
گـــــوشه ی چشمشان به کمیـــــن نشسته ...




به گمانم
” یادت ”
پنجره ی احساسم را می کوبد چرا که . . .
در دلم هوای دلتنگی به پاست . . .


کم کم به بغض هایم خمس تعلق می گیرد...
سالهاست در گلو مانده اند.....!!!!!!